13 بدر،ما هم بدر .
۱۳ بدر هم آمد و چند قدم به بلوغ بهار نزدیک تر شدیم،بهاری که هر سال با لبخند شقایق های لب رود زادروز طبیعت را جشن می گیرد و برای درختان خواب آلود، خورشید را دوباره آتش می زند و چون ملحفه ای زمستان را با آواز چکاوکان از رویشان بر می دارد و صبح بخیر می گوید.
۱۳ بدر، من و دیگر همکارانم در کانکس فناوری اطلاعات در حال انجام وظیفه بودیم ،و اینکه نتوانستیم سبزه ای را گره بزنیم و یا در کنار خانواده به دل طبیعت برویم ، چیزی را از دست ندادیم .چراکه در کنار دل های گره خورده و عاشقی بودیم که به زیارت آقاامام رضا (ع) آمده بودند و در کنار خانواده ای بزرگ تر بودیم از اقوام و قومیت های مختلف از سراسر ایران (لر ، کرد ،بلوچ ،فارس ، ترک ، عرب ، آذری ) از شمال و از جنوب و از شرق تا غرب این پهنه ی وسیع میهنم ایران .واقعا و از ته دلم می گویم چقدر و چقدر و چقدر زیباست این گردهمایی عظیم زیر پرچم ولایت آقا امام رضا (ع) چه طبیعتی زیباتر از این و چه خانواده ای دل انگیز تر از این ملت ایرانی.وقتی می بینم در کمپ بابا قدرت که می توان از بعد جامعه شناسی به یک جامعه هدف مند تعبیرش کرد در طول مدت عید نوروز تمامی ساکنین و زائرین کمپ بی هیچ دغدغه ای در چادرهای مسافرتی و درهوای سرد و بارانی روزهای نخستین سال چگونه عاشقانه می زیند و به تعامل می رسند واقعا جای تحسین غرور دارد .من بر این قدوم شکیبای تمام زائرین آقا و تمامی مردم میهنم بوسه می زنم و دست مریزاد می گویم .باید در این جوامع بود و دید این دل های عاشق را .
به هرروی با تمامی کم و کاستی ها مسئولیت ما هم به عنوان متصدی کانکس فناوری اطلاعات شهرداری مشهد و پرسنلی از شرکت مهندسی رشد با آخرین گره های ۱۳ فروردین به پایان رسید .مسئولیتی که سنگینی اش برایم جدا شیرین بود و درسهای انسانی زیادی از آن آموختم که امید وارم در ادامه زندگی ام از آنها استفاده کنم و امید است که افتخار خدمت گذاری مجددی به زائرین آقا و مردم میهنم چنین عاشقانه برایم بوجود بیاید .زیباترین لحظه های زندگی من خواهد بود زمانیکه لبخند رضایت یک انسان را می بینم ، زمانیکه امیدی به یک ناامید می دهم و آنچه را که می توانم و باید بتوانم برایش مهیا می سازم .زندگی جز این نیست و نخواهد بود.
التماس دعا
عرفانیان


